غول مقیم در افکارم

ذهن من، مهمانخانه‌ی غولی‌ست که هیچ‌وقت نمی‌رود.

به روز پشماتو کز میدم کبابت میکنم میخورمت

بخت بد من اینجاست که باید برای مجید غذاهای خوشمزه درست کنم و بشینه دو لپی بخوره

واقعا دولپی ها ! و خودم گشنه نگاهش کنم و شکمم همچنان به قوت خودش باقی باشه !

مجید تو این ۶ سال ۱۴ کیلو چاق شده

ولی هتوز جز ادمای چاق یا حتی اضافه وزنم نیست و ابن ینی شانس تو هیکلش مثه شانسش تو زن گرفتنش خوبه!

صب تا شبم پای لپتاپ‌مشغول کاره

بعد تازه میگه من بدن خیلی آماده ای دارم !!

به پیانو و دف هم مسلطم 😂😂دستی در تنبکم دارم !

داشتم براش ساندویچ درست میکردم دهنم آب افتاده بود

این نامردم هر دو دقیقه میگه وای چه خوشمزه است

خب نامرد بیخیال شو دیگه

تو که نمیدونی چقد گشنمه !

از سوم دبیرستان که فقط ۵۵ کیلو بودم رژیم میگرفتم من همیشه توهم چاقی داشتم انقد توهم چاقی داشتم که بالاخره واقعی شد و چااااق شدم و شدم شدم و شدم و بعدش همیشه رژیم بودم

ادمای لاغر هیچوقت نمیفهمن تپلا چه غصه ای میخورن