غول مقیم در افکارم

ذهن من، مهمانخانه‌ی غولی‌ست که هیچ‌وقت نمی‌رود.

نون باگت با جیگر

نمیدونم‌ دکترها رو مجبور کردن به اینکه مریض رو گرفتار کنن یا واقعا سوادشون نم‌ کشیده ! رفتم دکتر و بهم سونو و ام ار ای داد از کجا؟؟؟از گلو!!! و با اصرار فراوان ازمایش بارداری که میکفت احتمال سقط بالاست!خانم دکتر من اصلا مهلت باردار شدن داشتم؟؟؟؟؟

بهم یه کپسول داد برای قطع خونریزی . امروز اخریش رو خوردم و خونریزی خیلی شدید تر شده!

فردا صبح اول باید دوش بگیرم بعد برم بیمارستان دوباره. خونریزی زیادی شدید شده!

چار ماه پیش قبل از بارندگی ها کلی ارگانایزر خریده بودم و یه خونه تکونی حسابی کرده بودم و در کمد باز کردم و کلی نوار بهداشتی چیدم پیش خودم گفتم تا بعد از عید دیگه نیاز ندارم حالا درحالی که علاوه بر اونا سه بسته دیگه تموم شده منتظرم تا مجید بیادو برام بیاره

کی ما انقد بیحیا شدیم که از خونریزیمونم مینویسیم خدا به دور

یادمه یه زمانی اسم رمز گذاشته بودیم با خواهرم به اسم نون باگت

که داداشمم نفهمه!

بعد داداشم الان نگران منه زنگ میزنه حالمو خبلی واضح میپرسه:))))

ناهار جیگر خوردم اخه مجید خیلی ترسناک میشه . ولی از اون حیون بیچاره عذر خواهی کردم بهش قول دادم وقتی خوب شدم و تونستم از خودم در برابر مجید دفاع کنم تا اخر عمرم لب به گوشت نزنم :/ اره من مسخره ام و سست عنصر

سرم داره میترکه

کابینتارو تقریبا جم کردم توی ساک گذاشتم ! شما تا حالا قابلمه و پیرکس تو ساک گذاشتین؟تو فیلما نشون میده که همه رو تو جعبه های باکلاس میذارن‌میبرن تمیز و مرتب اسباب کشی میکنن

اما ما داریم از هرچیزی استفاده میکنیم خودمون با موتور برقیمون تا جایی که بتونیم میبریم اخه اینجا باربری ها ساعتی پول میگیرن

اکه توی فضای مجازی یه موتور دیدین که یه زن تپل و یه مرد لاغر و یه عالمه بار با کپشن نه به وانت بود!!! ماییم که یه از خدا بی خبر ازمون عکس گرفته

عیب نداره میتونین بهمون بخندین:) ما خودمونم میخندیم زندگی همینه دیگه!!! اکه از من باشه به خاطر خساستم همون یخچال و لباسشویی هم به صورت کولبری میبرم

مجید وقتی ازین حرفا میزنم میگه دیگه انقد بدبخت نیستیم بهش بر میخوره اما من فقط ۴۰۰ تومن تو کارتم دارم حق دارم انقد فقیر فک کنم .