غول مقیم در افکارم

ذهن من، مهمانخانه‌ی غولی‌ست که هیچ‌وقت نمی‌رود.

حکیمی

به من گفت رازت رو به کسی نگو وقتی روبروش می ایستی و رازت رو میگی

تو یک نفری اون هم یک نفر

شما دوتا یک دو نمیشین میشین 11

برگهام ریخت ریخت ریخت